مشاهده همه 4 نتیجه

نمایش 9 24 36
یه نیت اوتاکوی ۳۴ ساله، از خونه بیرون میشه، داشت حسرت میخورد، یه کامیون که با سرعت به سه تا بچه دبیرستانی نزدیک میشه. تمام قدرتش رو جمع میکنه تا نجاتشون بده که
یه روز کیم دوکجا میبینه افتاده تو وب ناول موردعلاقش. باید چیکار کنه که بتونه زنده بمونه؟ اینجا دنیاییه که غرق مصیبت و خطره. نقطه قوتش ینه کل داستان رو میدونه. اما اون تنها کسیه که تا آخر این داستان رو خونده. حالا وقتشه ببینیم چطور از این اوضاع خر تو خر و اون همه خطر جون سالم به در میره. یا اصلا از پسش برمیاد...؟
وقتی چشم‌هام رو باز کردم، حافظه‌ام رو از دست داده بودم و توی یه سفینه‌ی فضاییِ درحال حرکت بودم. با این که هیچی از گذشته‌ام به یاد نمی‌آوردم، هدایت کردن سفینه رو بلد بودم و روی یه سیاره‌ی ناشناخته فرود اومدم...

ناول صفر و قهرمان

قسمت 17 منتشر شد
وب ناولرایگان
یک اوتاکوی ۳۴ ساله، توسط خانواده‌اش از خونه بیرون می‌شه،یه کامیون رو می‌بینه که با سرعت به سه تا بچه دبیرستانی نزدیک می‌شه.سعی میکنه تا نجاتشون بده که کامیون به خودش می‌زنه و درجا می‌میره. وقتی چشماش رو باز می‌کنه، می‌بینه توی یه دنیای جادو و شمشیر به عنوان رودیوس گریرت تناسخ پیدا می‌کنه...