نمایش 1–12 از 17 نتیجه

در سال 2056 ،پسر جوان با یک سپر شش ضلعی و یک شمشیر رزمی با سایۀ خونین در پشتش ، بی صدا روی لبه پشت بام نشسته است. در زیر رنگ درخشان یک شب پرستاره ، هنگامی که نسیم شب ، بدن او را نوازش میکرد
یه نیت اوتاکوی ۳۴ ساله، از خونه بیرون میشه، داشت حسرت میخورد، یه کامیون که با سرعت به سه تا بچه دبیرستانی نزدیک میشه. تمام قدرتش رو جمع میکنه تا نجاتشون بده که
نژاد انسان در حال جنگ با دالکی های شرور است و هنگامی که آنها بیش از هر زمان دیگری به کمک نیاز داشتند ، آنها شروع به جلو آمدن کردند. انسانهایی که صدها سال در سایه ها پنهان شده بودند ، افرادی با توانایی. کوین همه چیز را به خاطر جنگ ، خانه اش ، خانواده اش از دست داده بود و تنها چیزی که به او به ارث رسیده بود یک کتاب قدیمی است..
جمهوری سان مگنولیا. برای مدت خیلی طولانی این کشور مورد هجوم همسایه‌ی خود، امپراتوری، قرار می‌گرفته که یک سری سلاح

انیمه ۸۶ anime eighty six

قسمت 2 منتشر شد
انیمه ژاپنیرایگان
خلاصه داستان : دِرِک مک‌کوُی مردی بود که از جوانی باید با مشقت‌های زیادی روبه‌رو می‌شد.تا این‌که همه‌چیز برای آخرین بار از او گرفته شد. بعد از از دست دادن جانش برای گرفتن انتقام برادرش، تناسخ پیدا می‌کند و دنیایی که ارزش زندگی کردن را دارد پیدا می‌کند، دنیایی پر از جادو و هیولا.از صفر تا بزرگ‌ترین ساحر...
فیت گرافیت،تو دنیای اون همه یه مهارت دارن، اونم همینطور. یه مهارت فوق‌العاده، حالا اسمش چیه؟ جنون شکم پرستی! کاربردش چیه؟ همیشه گرسنشه مهم تر از اون تنها کاربرد مهارتش گرسنگی ابدی نبود! هر کسی رو که میکشت تمام قدرت اون فرد مال خودش میشد! و حالا اون اینجاست تا به قوی ترین فرد در سرتاسر امپراطوری تبدیل شه!

جلد اول جنون شکم پرستی

چپتر 3 اضافه شد
لایت ناولرایگان
میگن قدرت زیاد با خودش انزوا به همراه میاره. برای یک پادشاه که در قدرت، جایگاه و شهرت بی‌رقیبه هم صدق می‌کنه.خیلی‌ها به من حسادت می‌کردن ولی من با خوش‌حالی بهشون می‌گفتم "همه‌ش رو ازم بگیرید! با بدست آوردن فرصتی دوباره‌ی برای تصحیح اشتباهاتم بذارید بهتون نشون بدم یه پادشاه (سابق) چه کاری‌هایی از دستش برمیاد.
یه روز کیم دوکجا میبینه افتاده تو وب ناول موردعلاقش. باید چیکار کنه که بتونه زنده بمونه؟ اینجا دنیاییه که غرق مصیبت و خطره. نقطه قوتش ینه کل داستان رو میدونه. اما اون تنها کسیه که تا آخر این داستان رو خونده. حالا وقتشه ببینیم چطور از این اوضاع خر تو خر و اون همه خطر جون سالم به در میره. یا اصلا از پسش برمیاد...؟
وقتی چشم‌هام رو باز کردم، حافظه‌ام رو از دست داده بودم و توی یه سفینه‌ی فضاییِ درحال حرکت بودم. با این که هیچی از گذشته‌ام به یاد نمی‌آوردم، هدایت کردن سفینه رو بلد بودم و روی یه سیاره‌ی ناشناخته فرود اومدم...

ناول صفر و قهرمان

قسمت 17 منتشر شد
وب ناولرایگان
با شروع دوباره ، او برای کنترل سرنوشت خود دوباره وارد این "بازی زنده" شده است. این بار دیگر تحت کنترل دیگران نخواهد بود. او قبلاً در سطح 200 شمشیر پادشاه بود ، در این زندگی به قله ای بالاتر می رسد. روش های کسب درآمد! استراتژی های فتح سیاه چال! ماموریت های افسانه ای! مکانها را رها کنید تجهیزات! تکنیک های نبرد کشف نشده! حتی اسراری که آزمایش کنندگان بتا نمی دانند، او می داند. جنگهای عظیم ، پیشرفت زندگی ، ورود به قلمرو خدا ، شمشیر تا رسیدن به اوج. افسانه ای از مرد شمشیرزنی که آغاز شده است.